خدایا تو شاهد همه چی هستی!
سلام به همه !!
امروز بر خلاف همیشه به همه سلام می کنم!
به همه!
الآن که دارم می آپم نه عصبانیم ، نه ناراحتم و نه خوشحال!
خیلی عادی و معمولیم!
به قول بعضیا ساکن تشریف دارم!
آرومم!
خیلی آرومم!
آپ امروز من آپ دله!
حرف دل یه نوجوونه که بهش از خرداد 88 تا امروز که 22 فروردینه یه عده ای تهمتای زیادی زدن!
کسایی که به من این تهمتا رو زدن غریبه نبودن!
یه ایرون می شناسنشون!
با این آپ نمی خوام کسی رو تحت تاثیر قرار بدم و احساساتشو انگولک کنم!
نه!
می خوام واقعیتارو بگم!
حرفایی که باید زودتر از اینا می زدم تا بعضیا سوء تفاهمشون گل نکنه!
ولی جَوی که بعضیا ایجاد کرده بودن به منِ نوجوون اجازه نمی داد که حرفای دلمو بزنم!
حرفامو تو دلمم نگه نمی داشتم!
به یکی می گفتم!
حتی اونایی که دلمو می شکوندن!
حتی اونایی که به من تهمت می زدن! همه رو به اون می گفتم!
قربونش برم همیشه برام وقت میذاشت!
یه بارم نگفت که برو سرم شلوغه بعداً بیا!
بهم تهمت می زدن به اون می گفتم : اینا به من تهمت زدن و دارن می زنن!
تخریبم می کردن و به من می گفتن تخریبگر اینه ! بازم سراغش می رفتم و می گفتم: خرابم می کنن و
به من میگن تخریبگر! میگن من خرابشون می کنم!
بعد کلی دردودل جواب می گرفتم که باید صبر کنم و هنوز وقتش نیست!
به کارم ادامه میدادم و می دیدم و می شنیدم و می نوشتم!
بعضیا نفرینم می کردن!
بعد این نفرینای نا به جا حالم بهتر میشد!
سرحال می اومدم!
انگار آمپول انرژی و نشاط بهم تزریق شده بود!
محکم تر می شدم!
مصر تر می شدم!
بیشتر از قبل!
میگن چغلی کردن بده!
ولی وقتی به خاطر جوسازیای نا به جایی که ضد من تو اینترنت بود و همه اینا به خاطر رک بودن و
صداقت و دقیق بودن من بود می رفتم سراغ اون یه نفر و چغلی می کردم!
آره!
همشونو به اون چغلی می کردم!
بهم اطمینان میداد و آرومم می کرد!
هشت بهمن بود حسابی با توپ پر رفتم پیشش!
شاکی بودم اساسی!
گله کردم!
گفتم چرا یه کاری نمی کنی!
هرکیم که خودشو به کوچه علی چپ بزنه تو که می دونی همه حرفای من درسته!
پس چرا یه نشونه ، نشونم نمیدی؟!
فقط یه نشونه!
10 بهمن نشونه رو گرفتم!
عصربخیریا خوب یادشونه که ده بهمن چی شد؟!
نشونه رو گرفتم!
دوباره رفتم سراغش گفتم: بابا ایول! دمت گرم! خوب حالی بهم دادی!
بهش گفتم یادت باشه حق منو تو می خوای از اینا بگیری نه هیچ کس دیگه!
فقط تو!
آهای جماعت!
ایها الناس!
خانما!
آقایون!
امروز واسه همه معلوم شد حق با کیه؟!
امروز عصر بخیر بچه ها دیگه نیس!
ولی عصربخیریا بعد رفتنشونم دست بردار نیستن و بازم دارن تهمت می زنن!
چرا؟!
می خواستن وبلاگمم ازم بگیرن!
می خواستن هکش کنن!
چرا؟!
هنوز بهم تهمت میزنن!
حاج محمود خان سلامیان بگومن از کجا اومدم؟!
به کیا وصلم؟!
به کجا میرم؟!
بگو؟!
تو که خوب پشت سر من حرف میزنی!
بگو دیگه؟!
محمود خان از وقتی بهم تهمت زدی و گفتی مغرضم و بعد اون تو و حامیای برنامت رابه را بهم تهمتای
دیگه زدین واگذارتون کردم!
آره!
شما رو به اون رفیقم که گفتم زیاد میرم سراغش واگذار کردم!
من(آنتی عصر بخیر بچه ها)!
محمود سلامیان! و کلیه عوامل برنامه عصر بخیر بچه ها و همه اونایی که هر جوری که می تونستن به
من تهمت زدن و خرابم کردن و خواستن وبلاگمو هک کنن به خدا واگذار کردم!
حق منو اون می خواد ازتون بگیره!
یه وبلاگی هس که خیلی وقته می بینمش ولی چون نخواستم عصر بخیر خراب بشه چیزی ازش
نمیگفتم ولی امروز با خوندن آپش و خوندن یه نظر تو وبلاگش تصمیم گرفتم که معرفیش کنم!
وبلاگ http://www.asr-bekheir-bacheha.persianblog.ir – به مدیریت میترا.ت
میترا خانم ت تو توی وبلاگت نوشتی:
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خداحافظ همین حالا
همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خدا حافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاهام
بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا
خداحافظ خداحافظ…همین حالا…
برنامه عصر بخیر بچه ها روز دوازدهم فروردین در کنار پل خرمشهر به کار خودش پایان داد.
برنامه ای که تونست توی مدت کمی طرفداران زیادی رو از کودک و نوجوان و بزرگسال به خودش جذب
کنه، برنامه ای که تونست ارتباط صمیمانه ای با بیننده هاش برقرار کنه .
حالا میخوام یه واقعیتی رو برای طرفدارای این برنامه بگم ، خوب گوش کنید:
یه زمانی ، وقتی که شبکه دو تازه قرار بود بعنوان شبکه کودک شروع به کار کنه اولین برنامه ها ، عصر بخیر بچه ها و صبح بخیر بچه ها بودن که اومدن تا دو تا ضلع شبکه کودک رو بسازند و در فرصت خیلی کمی با هزاران مشکل این برنامه ها روی آنتن رفتن و رسما اعلام کردن که شبکه دو شد شبکه کودک ، بعد از مدتی دو تا برنامه بچه ها مدرسه و شب بخیر بچه ها هم دو تاضلع دیگه رو درست کردن تا چهار گوش شبکه کودک کامل بشه ، خیلی مشکلات سر راه عصر بخیر بچه های تازه کار با تیم جوانش بود ، خیلی ها اذیتش کردن خیلی چیزها که برای بعضی برنامه ها آزاد بود برای عصر بخیر ممنوع بود مثل موسیقی ، خیلی مواقع جلوی خیلی کارهای عصر بخیر بچه ها رو گرفتند که یکیشون معرفی وبلاگ نویسا بود که بعد از اون قضیه وبلاگ نویسا اعتراض کردن این وسط هم یه سری آدما از آب گل آلود خوب ماهی گیری کردن ، عصر بخیر اولش به یه سری وبلاگای منتقد توجه می کرد ولی فقط تا زمانی که فهمید این منتقد ها قصد تخریب برنامه و ایجاد جو منفی توی وبلاگها رو داره ، از اون به بعد حتی وبلاگ منتقد رو نگاه هم نمی کرد چون از این آدما زیادن که واو به واو برنامه رو می بینن ولی طرفداری از یک برنامه خردسال می کنند، معلومه که هدفشون چیه و از کجا اومدن و به کیا وصلند، ولی در هر صورت عصر بخیر بچه ها روزی که عمو پورنگ دوباره توی شبکه یک برنامشو شروع کرد ، روی آنتن شبکه دو بهش خوشامد گفت و اعلام کرد که عمو پورنگ از امروز اومده ، خب دیگه عصر بخیره.... بخیل نیست.
بعد از مدتی قرار شد که پورنگ هم به شبکه دو بیاد ولی برای اومدنش به شبکه دو شرط گذاشت ، میدونیند شرطش چی بود ؟.....؟....
نمی دونید
حالا من براتون میگم :
... بله شرطش این بود که اگه من بیام باید عصر بخیر بچه ها قطع بشه حتی با اینکه یه روز درمیون برنامه داره هم نباید اون یه روز دیگه رو عصر بخیر برنامه داشته باشه .....!
آخه چرا ؟ شما که مدعی هستید ، شما که هشت ساله بهترین برنامه کودک هستید چرا از یه برنامه نوپا می ترسید .... چرا....؟
می دونید چرا ؟
نمی دونید حالا من دلیلشو بهتون می گم
بخاطر اینکه مخاطب حق انتخاب نداشته باشه و مجبور بشه فقط یه برنامه رو ببینه ، خب همینجوری آمار مخاطبش می ره بالا ، تازه اونم باید تایمش پربیننده ترین باشه ، کارتوناش بهترینها باشه و هزار تا باید و باید و باید دیگه .....
ولی مدیرا قبول نکردن ، میدونید چرا ، چون عصر بخیر یه برنامه انعطاف پذیر بود ، روزای جشن شادی می کرد ، روزای عزا پرواز گل داشت ، روزای ملی حرفی واسه گفتن داشت ، مهمون نخبه تو برنامه می آورد ، دو تا کلمه حرف حساب به نوجوونا می زد ، برای انتخابات ریاست جمهوری ، با نوجوونا مثل آدم های بزرگ که می تونن تو سرنوشت کشورشون دخالت کنند برخورد کرد ، تو ماه رمضون ویژه برنامه داشت ، توی عید نوجوونا رو با مناطق جنگی آشنا کرد ، واسه نوجوونا از شهادت و از رشادت های مردم غیرتمند کشورش حرف میزد و ماه محرم که دیگه گل سرسبدش بود و... ولی برنامه های دیگه چی ، نهایت کارشون توی مناسبتها این بود که یک کم غمگین حرف بزنند و سیخ سیخ وایسن و سرود بخونن یا اصلا برنامشون رو قطع کنند ،پس چرا باید این برنامه تعطیل شه ، این جوابی بود که آقایون گرفتند و رفتند...
ولی ...
ولی ...
چی شد ؟
یه اتفاقی افتاد ، مدیرای شبکه دو و یک جابجا شدند ، حالا معلومه که مدیری که از شبکه یک اومده این شرط آقایون رو قبول میکنه ، معلومه که مدیر یه شبکه دیگه براش مهم نیست برنامه مدیران قبلی بهترین برنامه برای نوجووناست ، برنامه خودش مهمه ....
بله این بود جریان پایان عصر بخیر بچه ها .
خب دیگه اونایی که عصر بخیر و دوست نداشتن و آپ گروهی گذاشتن و حمایتشون رو قطع کردن و تحت تاثیر آنتی ها قرار گرفتند برن واسه عمو پورنگ جونشون، وبلاگ بسازند و راجب شعرها و بحثهای کودکانه اش و مشورت کنند ، اگر هم دوست ندارند می تونند برنامه مضخرف آفتابگردون با اون مجری های جذاب و پر انرژی شو ببینند.
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اینم عکسای وبلاگت ، مدرک باشه که بعداً منکر نشی!


> اگه آنتی عصر بخیر بچه ها می خواست از آب گل الود ماهی بگیره با همون آپای اولش برنامه رو
تعطیل کرده بود!
می تونس عصر بخیر بچه ها رو تعطیل کنه! من نمی خواستم و نمی خوام تو وبلاگای دیگه جو منفی
ایجاد کنم! اصلاً با وبلاگای دیگه کاری ندارم! حتی تو هیچکدوم از وبلاگا کامنت نمیذاشتم جز یه وبلاگ!
که اونم وبلاگ سهیله!
اونم نه به خاطر سهیل!
فقط به خاطر مدیر وبلاگش!
از اون آدماس که نمونش خیلی کم پیدا میشه!
واقعاً انسانه!
شخصیت پیچیده و غریبی داره!
به دل می شینه!
منطقیه!
باهاش حال می کنم!
فقط به خاطر وجود ناب خودش میرم تو وبلاگ سهیل کامنت میذارم!
با عصربخیریا و خیلیای دیگه فرق داره !
یه جنس دیگس!
به قول بعضیا اصل جنسه!
یه جورایی من هوادار مدیر اولین وب هواداران سهیل محزون شدم!
نمی دونم چطور توصیفش کنم چون تو جریان آشنایی من با اون یه اتفاقایی افتاد که همه بی خبرن و
فقط خودمون و خدامون می دونیم!
آره !
خدا خواست که من و اون با هم آشنا بشیم!
عصر بخیر بچه ها و سهیل محزون هم بهونه ای شد واسه این آشنایی!
اونایی که میرن وب سهیل کامنت میذارن حتماً کمی مدیرشو شناختن!
سهیلم شاید یه کمی شناخته باشدش و فهمیده باشه که این آدم با بقیه فرق می کنه!
ولی من بیشتر از همه می شناسمش!
بمونه که چیا بینمون گذشت چون یه رازه ولی من و اون خیلی خوب همدیگرو شناختیم!
قبل آشنایی یه فکر دیگه در موردش می کردم ولی بعدش نظرم 180 درجه فرقید!
یه بارم نشد که قضیه عصربخیر و اینکه من منتقد عصربخیرمو قاتی رابطمون کنه و بی جنبه بازی دربیاره
و بهم تهمت بزنه!
خدای من شاهده که عصربخیریا بعد رفتنشونم دارن دروغ میگن !
تو این اپ نوشته شده که من تو وبلاگای دیگه جو منفی ایجاد کردم!
خود وبلاگ نویسا بگن!
من کی و تو کدوم وبلاگ عصربخیر کامنت گذاشتم و جوسازی کردم؟!
حتی یه بار بیتا خانم از من تو اپش خواست که برم وبلاگش !
گفت کارم داره!
ولی من نرفتم!
خود وبلاگ نویسای عصر بخیر بگن که خداشونم شاهده!
من کی با کدوم یکی از وبلاگ نویسای عصر بخیر ارتباط برقرار کردم؟!
خداشون شاهده!
خودشون جواب بدن!
آنتی عصر بخیر کی به وبلاگ های عصر بخیر اومد و کامنت گذاشت و علیه عصر بخیر جوسازی منفی
کرد؟!
چرا بازم بعد رفتنتون دروغ می گین؟!
چرا دروغ می گین که عصر بخیر دیگه وبلاگای منتقدو حتی نگاه هم نمی کنه؟!
از سایت وبگذر ممنونم که این اطلاعات آماریو به من داده و میده!
آخرین حضور عصربخیربچه ها توی وبلاگ آنتی عصر بخیر بچه ها تو این تاریخ بوده که مدرکشم موجوده!
۲۱/1/۱۳۸۹ ساعت 13:53 عصر بخیریا وارد وبلاگ آنتی عصر بخیر بچه ها شدن!
من از کدوم برنامه خردسال طرفداری کردم؟!
اگه منظورتون برنامه عموپورنگه اشتباه می کنین!
طبق تعریفی که از این برنامه شده برای گروه کودک و نوجوان ساخته میشه که مخاطبش عامه مردمن و
واسه همه پیام داره!
در ضمن!
من بخش کودک عصربخیرو با برنامه عمو پورنگ مقایسه می کردم نه بخش نوجوون!
تازه!
اگه عمو پورنگم مثه عصربخیر کج می رفت من می گفتم!
میترا خانم! این تیکه آپت خیلی باحال بود!
(از این آدما زیادن که واو به واو برنامه رو می بینن ولی طرفداری از یک برنامه خردسال می کنند، معلومه
که هدفشون چیه و از کجا اومدن و به کیا وصلند)
همچی خوشگل خوشگل حرف می زنین!
قابل توجه مسئولین شبکه: این جملات جمله هاییه که تو وبلاگ میترا خانم.ت نوشته شده و
خودشون باید جواب تک تک این کلمه ها و جمله ها رو بدن و توضیح بدن! و آنتی عصر بخیر
هیچ مسئولیتی رو در قبال این جمله ها قبول نمی کنه! اینا فقط نقل قوله!
نه جالب شد!
هدف من چیه؟!
هدف یه منتقد نوجوون از نقد کردن یه برنامه tv چی می تونه باشه؟!
من فقط یه منتقدم! منتقد رسانه ملی!
و انصافاً آقای ضرغامی و مدیران شبکه دو برخورد خوبی با منتقدین دارن!
من اندازه این حرفا نیستم که به کسی! باندی یا گروهی وصل باشم!
بابا!
من یه نوجوونم!
تا اونجایی که خودم می دونم واسه کار تو این وبلاگ به یه جا وصل بودم و هستم که اونم خداس!
ولاغیر!
میترا خانم برا همه حرفات مدرک داری؟!
داری؟!
یا فقط حرفه؟!
هدف من تخریب عصر بخیر نبود!!! فقط می خواستم پی ببرن که ضعف دارن!
اعتراف کنن که ضعف دارن و درست بشن!
که نشد!
خود عصربخیریا نخواستن که بشه!
از رفتن عصر بخیر بچه هائم نه خوشحالم نه ناراحت!
مسئولین و مدیران شبکه از رو سلیقه عمل نکردن!
چون اگه می خواستن از رو سلیقه عمل کنن باید صبح بخیر بچه ها و فیتیله رو ئم بر می داشتن! چون
اونائم سلیقه مدیران قبلی بوده!
باباجون!
نظرسنجیا میگه عصربخیر بیننده و مخاطب می پرونه!
مسئولا باید یه کاری می کردن!
اینم نقلی از روزنامه جام جم از کارگاه آموزش برنامه سازان کودک و نوجوان!
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
برنامه كودك فقط خاله سازي و عموسازي نيست
كارگاه آموزشي برنامه سازان كودك ونوجوان بدون حضور مديران گروه كودك شبكه ها برگزار شد
نويسنده: رضا استادي
كودكان و نوجوانان هنگام مواجهه با جعبه جادويي تلويزيون آسيب پذيرند و ممكن است تصويري كه محو تماشاي آن شده اند، به هيچ وجه تناسبي با روحيات و حال و ?هواي آنها نداشته باشد. اين نكته، يكي از دلايلي است كه سبب شد اداره كل پژوهش و آموزش سيما اقدام به برگزاري كارگاهي آموزشي براي برنامه سازان كودك و نوجوانان كند؛ كارگاهي كه در آن، ضمن بيان حساسيت هايي در خصوص برنامه سازي براي كودكان و نوجوانان، گزارش هايي نيز از حضور برنامه سازان سيما در عرصه هاي بين المللي ارائه شد تا در 2 نوبت صبح و بعدازظهر، حاصل اين نشست انتقال تجربيات اين برنامه سازان به همكاران خود باشد.
«در حوزه برنامه سازي و كار رسانه اي با 3 راس مثلث حاوي پيام، مخاطب و ساختار مواجه هستيم». اين اولين جمله اي بود كه بهمن مشكيني، قائم مقام مدير شبكه 2 و مدير گروه كودك شبكه 2 صحبت هاي خود را با آن آغاز كرد. مشكيني سپس به طرح نكته جالبي پرداخت و گفت: در سازمان صدا و سيما ساختار نمايشي 80 درصد اعتبارهاي سازمان را به خود جذب مي كند اما برنامه هاي توليدي در اين ساختار فقط 20 درصد آنتن را پوشش مي دهد. حالاآيا اين ساختار مي تواند پيام هايي را كه درباره آن صحبت مي كنيم، منتقل كند؟ اگر اين ساختار نمي تواند، ما بايد ساختارهاي ديگر را درست بشناسيم و پيام هاي خود را در آن قرار دهيم.
وي سپس اضافه كرد: ما سال ها قبل به برخي مسوولان اثبات كرديم اوقات فراغت را نمي توان در هزينه مردم قرار داد چون چنين هزينه اي نزد مردم وجود ندارد و به همين دليل، بايد يارانه اي را در اين مورد در نظر گرفت. ما تحت پژوهش هاي ملي بايد بتوانيم وضعيت نگرش و گرايش آدم امروز را بفهميم و بدانيم جوانان امروز به چه چيزي نياز دارند سپس اين نيازها را طبقه بندي و درصدبندي كنيم.
فراگيري برنامه هاي كودك و نوجوان
بعد از پايان صحبت هاي بهمن مشكيني، نوبت به سعادت شيخ مشاور مديركل پژوهش و آموزش سيما رسيد تا در مدت زماني كه در اختيار داشت، سخنان خود را درخصوص نيازسنجي ملي كودك و نوجوان مطرح كند. شيخ براساس تازه ترين پيمايشي كه در سطح ملي انجام شده، موارد جالبي را مطرح كرد. دوسوم پرسش شوندگان اظهار كرده اند هر روز بيننده برنامه تلويزيون هستند و همه نوع برنامه اي مي بينند. 80 درصد آنها نيز اعلام كرده اند 5 روز در هفته تلويزيون مي بينند و اين نشان مي دهد كه مخاطب كودك و نوجوان برنامه هاي تلويزيون در زمينه هاي مختلف را دنبال مي كند و چنين نتيجه اي برخلاف ذهنيتي است كه مي گويد، به دليل وجود رايانه و سرگرمي هاي ديگر، ميزان اقبال مخاطبان كودك و نوجوان به تلويزيون كم شده است. متوسط زمان تماشاي تلويزيون هم عدد قابل ملاحظه 4 ?ساعت و 26?دقيقه در روز است كه اين مساله زمينه و فرصت خوبي براي برنامه سازان سيما ايجاد مي كند كه براي اين قشر با جديت برنامه توليد كنند.
خاله و عمو زياد داريم
پس از سخنان مدير آموزش سيما با آغاز صحبت هاي نگار استخر جلسه وارد فضاي ديگري شد. اين تهيه كننده و عروسك گردان تلويزيوني كه با عروسك معروف سنجد شناخته مي شود، در مدت زماني حدودا 30 دقيقه اي به بيان تجارب خود از حضور در اجلاسABU، شيوه هاي ساخت برنامه براي اين اتحاديه راديويي تلويزيوني، تشريح برنامه هاي اين اتحاديه و مواردي از اين دست پرداخت و گفت: در حال حاضر برنامه هاي كودك ما خاله و عمو زياد دارند و ما همه خاله و عموي بچه ها هستيم اما چرا هيچ گاه به سمت مستندسازي نرفته ايم؟ چرا داستان زندگي يك بچه بلوچ را در برنامه هاي خود نمي بينيم؟ فرزند من كه در تهران زندگي مي كند تا چه زماني بايد زندگي بچه هاي تهران را ببيند؟ بچه ها جداي از مدرسه، بخش عمده اي از وقت خود را با تلويزيون سپري مي كنند و وظيفه ماست كه به عنوان تهيه كننده و برنامه ساز، سطح سليقه و نگاه را تغيير دهيم.
مسابقه هاي تلويزيوني را از استوديو بيرون ببريد
سهيلاجدلي، تهيه كننده اي كه سابقه اي حدودا 30 ساله در تهيه برنامه هاي اطلاع رساننده و سرگرم كننده دارد نيز در اين نشست گفت: يكي از نكاتي كه باعث دلخوري كودكان و نوجوانان مي شود، اين است كه افرادي مثل خود را در تلويزيون نمي بينند.
مشكلي كه تاكنون درخصوص برخي برنامه هاي كودك و نوجوان مشاهده شده «تحميل اطلاعات» بوده است. گاهي كودك به منزله يك صندوقچه ديده مي شود كه مي توان همه چيز داخل آن ريخت
در برنامه هاي تلويزيوني مخصوص كودكان و نوجوانان، هميشه خنگ ها اضافه وزن دارند و هيچ گاه بچه چاق موفق ديده نمي شود. بچه هاي زشت ديده نمي شوند و همه بچه ها خوشگل هستند. بچه عينكي كمتر ديده مي شود و..... در صورتي كه اگر بچه اي خودش را در تلويزيون ببيند، اين مساله به معناي ديده شدن در جهان امروز است و اين موضوع، يكي از مهم ترين و اساسي ترين نيازهاي انسان امروز است.
برنامه فانتزي مورد نياز است
«فانتزي و خيالات كودكان در رسانه» و «در آينده تا چه ميزان به فانتزي نياز داريم» دو موضوعي بود كه الهه كسمايي، تهيه كننده برنامه كودك و نوجوان به آن پرداخت و با بيان اين مطلب كه يكي از اساسي ترين پايه هاي آينده تخيل است، گفت: استراتژيك ترين برنامه هاي سيما برنامه هاي كودك آن است اما اين برنامه ها هميشه كمترين پول را دارند و زمان آن براي برنامه هاي ديگر گرفته مي شود. در اين خصوص ما برنامه سازان بايد به سازمان صدا و سيما و مديران آن راهكارهاي لازم را بدهيم؛ زيرا ما در آينده به فانتزي نياز داريم.
پژوهش را جدي بگيريد
علي تاجديني، مدير واحد پژوهش بنيادين، اولين سخنران نيمه دوم جلسه بود كه به معرفي بضاعت موجود در حوزه كودك در مديريت پژوهش پرداخت و گفت: در حال حاضر، مديريت پژوهش اداره كل پژوهش و آموزش معاونت سيما بر مبناي تحقيقي 3 ساله آمادگي دارد تا خدمات مختلفي همچون دادن مشاوره هاي موثر به تهيه كنندگان، فيلمنامه نويسان و كارگردانان در حوزه محتوا و پيام و مضمون و ايده پردازي، نوشتن مقالات تحليلي براساس درخواست شبكه ها و برنامه سازان حوزه كودك در حوزه تربيت اسلامي كودك و نوجوان، در اختيار گذاشتن منبع شناسي و بانك تخصصي كودك و نوجوان در عرصه كتاب شناسي، مقاله شناسي، شناخت صاحب نظران و غيره را به شبكه ها و برنامه سازان ارائه كند.
ابزار آموزش را از خود بچه ها بگيريم
«روش هاي نوين آموزش كودكان» موضوع سخنراني گيتي خامنه، مجري پيشكسوت كودك و نوجوان بود. خامنه كه تجربه سال ها زندگي در خارج از كشور را دارد، با دست پُر به اين نشست آمده بود. او با ارائه فيلمي كه از مدرسه اي اسلامي در آمريكا ضبط كرده بود، گفت: در سيستم آموزشي كه در مدرسه اي اسلامي در كاليفرنيا پياده مي شود، اعتقاد بر اين است كودك را اول بايد از جهت جسمي آماده كرد و سپس به سراغ آموزش او رفت. پرورش جسمي هم فقط از طريق آزاد گذاشتن كودك در تربيت اتفاق مي افتد. باور اين متد آموزشي اين است كه آموزگار، مربي يا تربيت كننده، بايد بچه را آزاد بگذارد و كودك بر حسب درونيات مي تواند راه خود را پيدا كند.
مغز كودكان را پر نكنيم
دكتر باقر ساروخاني نويسنده كتاب كودكان و رسانه هاي جمعي يكي از سخنرانان اين نشست بود كه خطاب به حاضران گفت: مشكلي كه تاكنون درخصوص برخي برنامه هاي كودك و نوجوان مشاهده شده «تحميل اطلاعات» بوده است. گاهي كودك به منزله يك صندوقچه ديده مي شود كه مي توان همه چيز داخل آن ريخت و به جاي اين كه مغز او را بسازند سعي كرده اند مغز او را پر كنند. امروز بايد مغزي بسازيم كه اشتها و توانايي آموختن داشته باشد و خودش بتواند برنامه ريزي كند.
جمع بندي
پرويز فارسيجاني، مدير كل پژوهش و آموزش سيما و ميزبان جلسه نيز در پايان با اشاره به اين مساله كه جمع بندي اين جلسه حتما به نظر معاون سيما خواهد رسيد، گفت: گرفتاري ما اين است كه در جاري سازي پيام گرفتار مكانيزم و روش هستيم، ولي بايد اين مساله را عمومي كنيم. ما نيازمند اين هستيم كه تهيه كنندگان بدانند مكانيزم هاي جديد در دنيا چيست؟
آيا مي شود روش نوتري پيدا كرد؟ چرا ما نتوانستيم كاراكتر ايراني مثل پلنگ صورتي ايجاد كنيم؟ ما از تمامي مديران گروه كودك شبكه ها دعوت كرديم تا در اين جلسه حضور يابند و بابت عدم حضور آنها حتما گله خواهيم كرد و اين موضوع را نيز پيگيري مي كنيم. اما اين آمادگي را داريم كه به نقد برنامه هاي در حال پخش بپردازيم. سياستگذاري در برنامه هاي كودك كاملاضروري است. ما در سينما منشور كودك داريم و بنياد سينمايي فارابي در اين زمينه كارهاي خوبي انجام داده اما چنين چيزي در سيما نداريم و علاقه مند ايجاد آن هستيم و در اين زمينه از پيشنهادهاي موجود استقبال مي كنيم.
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
> این شد که عصر بخیربچه ها رفت!
پرواز گلو خوب اومدین!
منو یاد خطاهای پرواز گلیتون انداختین!
داشتن برنامه شاد تو ایام محرم امتیاز نیس!
خطاس!
لکس!
ننگه!
نمی دونم چرا تو وبلاگای عصر بخیرتون اینو جزو خوبیای عصر بخیر نوشتن!
به آفتابگردون میگین مضخرف؟!
جماعت!
جمله رو داشته باشین!
عصربخیر بچه ها به آفتابگردون میگه مضخرف!
خدایی اگه من اینکارو می کردم چی می شد؟!
اگه من می گفتم عصربخیر مضخرف چیکار می کردین؟!
همینا بودن که به من می گفتن: آنتی چقد بی ادبه!
چقد بی شخصیته!
ولی واسه خودشون اینطوری نیس!
هر چی بگن حق دارن!
خدایا!
حال می کنی ادبو؟!
میترا خانم ت که همه می دونن به کیا وصلی تو این آپت به وبلاگ نویسای عصر بخیر بچه ها که آپ
گروهی کردن توهین شده!
تو نوشتی:
خب دیگه اونایی که عصر بخیر و دوست نداشتن و آپ گروهی گذاشتن و حمایتشون رو قطع کردن و تحت تاثیر آنتی ها قرار گرفتند برن واسه عمو پورنگ جونشون، وبلاگ بسازند و راجب شعرها و بحثهای کودکانه اش و مشورت کنند ، اگر هم دوست ندارند می تونند برنامه مضخرف آفتابگردون با اون مجری های جذاب و پر انرژی شو ببینند.
شما به حامیاتونم توهین می کنین!
با این حساب تکلیف منتقدای برنامه آقای سلامیان مشخصه!
محمود خان شما به وبلاگ نویسای برنامتون به جرم انتقاد از برنامه توهین کردین!
یعنی فقط باید تعریف می کردن؟!
عجیبه!
خیلی عجیبه!
مسئولای رسانه بی منطق و احساساتی نیستن که الکی یه برنامه رو بردارن!
کلی سبک سنگین می کنن!
کلی مشورت می کنن!
کلی جلسه میذارن!
کلی نظرسنجی میذارن و آمار می گیرن!
واسه آمار گیریئم پا میشن میرن در خونه مردم سوال می کنن!
تا به این نتیجه می رسن که فلان برنامه رو باید برداریم! موفق نبوده!
تو نمایشگاه مطبوعات نظرسنجی شد!
عصربخیر رأی نیاورد!
سایتای بزرگ خبری نظرسنجی کردن!
بازم عصربخیر بهترین نشد!
خودتون کلاتونو قاضی کنین!
ببینین تو این مدت چیکارا کردین که حذفتون کردن؟!
ویژه نامه نوروزی سروش که مجله رسانه ملیه و فرشاد خان خیلی خوب میشناستش درباره همه برنامه
های یه ساله رسانه نوشت و همه رو یاد کرد جز یه برنامه!
که اونم عصر بخیر بود!
از همه برنامه های موفق رسانه تو این یه سال گفتن و همه رو یاد کردن!
غیر از عصر بخیر بچه ها!
چرا؟!
دلایلشو می دونم ولی چون نمی خوام خرابتون کنم نمیگم!
ولی اگه خودتون بشینین فکر کنین همه دلیلا یادتون میاد!
البته اگه منطقی فک کنین!
شما حرف زدین!
تهمت زدین!
غیبت کردین!
نفرین کردین!
ولی غافل بودین از اینکه آنتی ئم خدایی داره !
خدایی که همه چی رو می بینه و می شنوه!
خدایی که حقه و با حقه!
عصر بخیر بچه ها نمی خواست قبول کنه که حق با کیه؟!
یه نگاه به نظرسنجیای وبلاگم بندازین!
بیننده ها رای دادن!
| « نظرسنجی » |
![]() چند در صد با مطالب این وبلاگ موافقی؟ |
1- 100 درصد
.
.
244رای - 55.5%
. 2- 90 درصد
.
.
49رای - 11.1%
. 3- 80 درصد
.
.
43رای - 9.7%
. 4- 70 درصد
.
.
5رای - 1.1%
. 5- 60 درصد
.
.
6رای - 1.3%
. 6- 50 درصد
.
.
20رای - 4.5%
. 7- 40 درصد
.
.
5رای - 1.1%
. 8- 30 درصد
.
.
2رای - 0.4%
. 9- 20 درصد
.
.
10رای - 2.2%
. 10- 10 درصد
.
.
55رای - 12.5%
. |
عنوان نظرسنجی: نظرسنجی تاريخ شروع نظرسنجی: 1388/4/25 مجموع نظرات: 439 آدرس: http://asr-bekheir.blogfa.com/ |
| « نظرسنجی » |
![]() حق با کیه؟( منصف باش . خدا داره نگات می کنه!!!!!!!!) |
1- آنتی عصر بخیر بچه ها
.
.
335رای - 74.7%
. 2- عصر بخیر بچه ها
.
.
113رای - 25.2%
. |
|
هستن؟! |
من به عنوان یه نوجوون هنوزم منتظر یه برنامه نوجوون خوب و درست درمون واسه نوجوونا هستم!
امیدوارم که این تغییرات ثمربخش باشه و شبکه دو بترکونه! حالا که آفتابگردون آوردین واسه ما امیدوارم
که این آفتابگردون اون برنامه ای باشه که باید باشه!
من هنوزم منتقد رسانم!
یه حرف کوچولو دارم با محمود خان و همه اونایی که سعی می کردن خرابم کنن و بهم تهمت می زدن و
غیبتمو می کردن و نفرینم می کردن!
یه تسویه حساب کوچولو با همتون دارم!
نترسین!
حالا نیس!
سر پل صراط همتونو می بینم!
تمام تلاشا و آپامو پیشکش می کنم خدمت محضر مقدس آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف!
شاید این جمعه بیاید!
شاید
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

